تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند (کتاب الکترونیک)

45,000 تومان

تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند

نویسنده                                                            کیت جیمز

مترجمین                                 علیرضا احمدیان | سعید جوی‌زاده

انتشارات                                                                                 آکادمیک

چاپخانه و صحافی                                                       دانشگاه خوارزمی

شابک                                                               2-03-5943-622-978

نوبت چاپ                                                                              اول/ 1401

شمارگان                                                                                500 نسخه

قیمت                                                                               95.000 تومان

مقدمه

اتاقی که من در آن کار می‌کنم منظره ای به باغ دارد. وقتی چهار ساعت را اینجا با مشتری می‌گذرانم، اغلب یک کوکابورا روی درخت بیرون پنجره به ما می‌پیوندد یا خانواده ای از اردک ها روی چمنزار سرگردان می‌شوند.

این محیط عالی برای انعکاس در زندگی شما است. در اینجا، مشتری من داستان خود را به اشتراک می‌گذارد و با هم ارزش‌های آنها را بررسی می‌کنیم، باورهای محدودکننده را کشف می‌کنیم و در نظر می‌گیریم که چه چیزی برای یک زندگی هدفمند ایجاد می‌کند.

در حالی که داستان هر کسی متفاوت است، افرادی که با آنها کار می‌کنم ویژگی‌های مشابه زیادی دارند. آنها متفکرانی عمیق هستند که اغلب خود را حساس توصیف می‌کنند. بسیاری به درون گرایی تمایل دارند و تقریباً همه می‌خواهند به نحوی در جامعه مشارکت داشته باشند. آنها به رفاه دیگران اهمیت می‌دهند و می‌خواهند به سلامتی آنها کمک کنند، برای سلامت جامعه به عنوان یک کل ارزش قائل هستند و در نحوه تعامل با محیط زیست متفکر هستند. آنها به دنبال ارتباطات واقعی و معتبر هستند و احساس می‌کنند مجبورند کاری معنادار در زندگی خود انجام دهند. علیرغم این واقعیت که تقریباً همه آنها به درجه خوبی از موفقیت دست یافته اند، معمولاً نسبت به خودشان سختگیر هستند. آن‌ها مستعد ابتلا به سندروم ایمپوستر (احساس بی‌کفایتی که علی‌رغم موفقیتشان ادامه می‌یابد)، کمال‌گرایی یا به‌طور کلی به اندازه کافی خوب نیستند.

آنها افراد فروتنی هستند که به فکر تبدیل این دنیا به مکانی بهتر هستند، اما به هر دلیلی خود را گمشده، بی جهت یا در توانایی خود می‌بینند.

همه افرادی هستند که اهمیت یافتن تعادل بین قدردانی از آنچه اکنون دارند و تمایل به بهبود خود را درک می‌کنند. آنها کنجکاو هستند که چگونه پذیرش خود را توسعه دهند، چگونه حس هماهنگی بیشتری در لحظه حال پیدا کنند و چگونه به روشی هدفمند و معنادار به جلو حرکت کنند.

آنها افرادی هستند که دقیقاً مانند من در اوایل زندگی ام هستند: دچار شک به خود، نامشخص بودن مسیرشان و نامطمئن در مورد اینکه برای یافتن وضوح به کجا مراجعه کنند. بیشتر اوقات، آنها تقریباً به طور تصادفی خود را در مسیر زندگی پیدا کرده اند. آنها چیزی را مطالعه کردند که در آن خوب بودند، اولین شغل خود را پیدا کردند و شغل و زندگی آنها به تازگی اتفاق افتاده است.

این من بودم تا اواسط دهه سی. نمی‌دانستم از زندگیم چه می‌خواهم، جز اینکه می‌خواهم مادر شوم. احساس نمی‌کردم گزینه‌ای برای انتخاب شغل «خانه‌دار» دارم و احساس ناامنی زیادی در مورد عدم هدایتم داشتم. من بدون توجه به برنامه شغلی بلندمدت در نقش‌های مختلف قرار گرفتم. تا زمانی که دخترانمان مدرسه را شروع کردند، من واقعاً به این فکر کردم که می‌خواهم برای کار چه کار کنم.

در آن زمان من به عنوان مدیر بازرگانی برای فیلمسازان و تکمیل مدرک بازرگانی در رشته بازاریابی مشغول به کار شدم. من عاشق افرادی بودم که با آنها کار می‌کردم، به کاری که انجام می‌دادم اهمیتی نمی‌دادم و در بیشتر موارد از دوره ام لذت می‌بردم. اما احساس قوی داشتم که این واقعاً مسیر درستی برای من نیست.

من از آن دسته افرادی نبودم که در مورد یک اشتیاق شفافیت داشته باشم. علایق من خیلی متنوع بود. من عاشق علم و ذهن انسان بودم و به تجارت علاقه داشتم. من در مورد خلاقیت، معنویت، طبیعت، باغبانی و آشپزی کنجکاو بودم. من مدرسه فیلم را شروع کردم، دوره عکاسی را گذراندم، در یک مرکز باغ کار کردم و به طراحی گرافیک، پذیرایی، روانشناسی و مشاوره فکر کردم.

من به معنای واقعی کلمه در همه جا بودم.

اگر چند لحظه مهم نبود که مسیر زندگی من را تغییر داد، احتمالاً این راه را ادامه می‌دادم.

در اوایل دهه 1990، شوهر تکنسین فیلم آزاد من، کریس، برای چند ماه بیکار بود. کار پاره وقت من هزینه‌های اولیه ما را تامین می‌کرد اما برای پرداخت صورت حساب ها کافی نبود. من در مورد پول و بلاتکلیفی پیش رویمان استرس و اضطراب داشتم و با کریس و دخترانمان عصبانی شدم.

من هیچ کنترلی بر وضعیت کاری کریس یا وضعیت مالی خود نداشتم، اما می‌دانستم که می‌توانم نحوه واکنش خود را مدیریت کنم. می‌خواستم برای همه آرام و متین باشم.

در یک لحظه شفافیت، متوجه شدم که باید به دنبال هماهنگی در بیرون از خودم نباشم و دوباره با چیزهایی که دوست داشتم ارتباط برقرار کنم. مدرک بازرگانی ام را به حالت تعلیق درآوردم و یک باغ سبزی و گیاهی کاشتم. من خودم شروع به پختن نان و تهیه کنسرو کردم و در حیاط خانه کوچکمان چند جوجه پرورش دادیم. در مورد معنویت و همه چیزهای جایگزینی که در نوجوانی دوست داشتم مطالعه کردم. همان چیزهایی که در سال‌های جوانی به من احساس غریبگی می‌کرد، اکنون به من کمک می‌کرد تا به درون بروم.

به جای تلاش برای تطابق با آنچه که معتقد بودم نسخه موفقیت جامعه است، شروع به برقراری ارتباط با واقعی ترین بخش خودم کردم و متوجه شدم که یک چیز را می‌دانم. من یک حرفه یا زندگی اصلی را نمی‌خواستم. می‌خواستم مسیر خودم را پیدا کنم.

من در یک دوره مدیتیشن ثبت نام کردم و متعهد شدم دو بار در روز تمرین کنم. علاوه بر اینکه ذهنم را آرام می‌کردم و به من کمک می‌کرد تا سکون درونی پیدا کنم، شروع کردم به درک خودم به نحوی که قبلاً درک نکرده بودم. من با یک روانشناس کار کردم که به من کمک کرد تا مجموعه ای از ارزش ها و باورهای خودم را کشف کنم و اینکه چگونه الگوهای تفکر و رفتارم بر روابط و انتخاب‌های زندگی من تأثیر می‌گذارد.

همانطور که خودآگاهی من رشد کرد، متوجه شدم که کمک به دیگران درباره اینکه آنها چه کسانی هستند و چه چیزی برای آنها مهم است، همان کاری است که من نیز می‌خواهم انجام دهم.

در حین تحقیق در مورد دوره‌های روانشناسی، به طور تصادفی با مقاله ای در روزنامه در مورد مربیگری، یک صنعت جدید در استرالیا و چیزی که قبلاً در مورد آن نشنیده بودم برخورد کردم. در اولین مورد از یک سری رویدادهای سرسام آور، متوجه شدم که مدرسه مربیگری بین المللی که در مقاله ذکر شده است دفتر مرکزی آن تنها چند در از محل زندگی من فاصله دارد.

می‌دانستم که یافته‌ام با زندگی‌ام چه کنم. می‌توانستم ببینم که چگونه تجربه تجاری خود را با عشق به خلاقیت و علاقه به ذهن انسان ترکیب کنم. من صاحبان مشاغل خلاق و کسانی را که می‌خواهند به کسب و کار خود تبدیل شوند، مربی می‌کنم. من به مردم کمک خواهم کرد تا علایق خود را پیدا کنند و خرد درونی خود را کشف کنند. من به مردم کمک می‌کنم راه خانه‌شان را پیدا کنند.

من در دوره آموزشی ثبت نام کردم و کسب و کار خودم را راه اندازی کردم.

در طول سال ها، راهی برای ترکیب همه چیزهایی که دوست دارم پیدا کرده ام. من روانشناسی مثبت، درمان پذیرش و تعهد، ذهن‌آگاهی، شفقت به خود، سیستم‌های درونی خانواده، بودیسم، معنویت و قدرت‌های شفابخش طبیعت را مطالعه کردم و در مورد «ارتباط همه چیز» مطالعه کردم. من مشتریان را به مکان‌های زیبایی می‌برم که با هم مدیتیشن می‌کنیم و در محیط طبیعی غوطه‌ور می‌شویم، و زندگی ساده‌ای را ایجاد کرده‌ام که در آن آشپزی می‌کنم و باغبانی می‌کنم و با افرادی که دوستشان دارم وقت می‌گذرانم.

مشتریانی که این روزها با آنها کار می‌کنم، همان آرزویی را دارند که من داشتم – اینکه خودشان را به خوبی درک کنند و یاد بگیرند که چگونه معتبرترین و پایه‌دارترین نسخه‌های خودشان باشند در حالی که به دنبال زندگی مورد علاقه‌شان هستند.

در طول کتاب، بینش‌ها، آموزه‌ها و گام‌های عملی را که در طول سال‌ها بیشترین کمک را به من کرده‌اند، به اشتراک می‌گذارم. من کمی از داستان خود را به اشتراک می‌گذارم و در مورد برخی از مشتریانم نیز به شما می‌گویم. نام همه آنها تغییر کرده است و بیشتر مطالعات موردی ترکیبی از چندین داستان مشتری برای محافظت از حریم خصوصی افراد است.

بسیاری از ایده‌هایی که من معرفی می‌کنم بر اساس خرد دیگران است. مانند بسیاری از کسانی که در این فضا کار می‌کنند، من خود را یک یادگیرنده مادام العمر و از بسیاری جهات هنوز مبتدی در این مسیر خودیابی می‌دانم.

ممکن است فکر کنید این کتاب جایگزینی برای پیوستن به من در اتاقی با منظره باغ است. من شما را از طریق بسیاری از تمرین‌هایی که در طول سال‌ها به مشتریانم ارائه کرده‌ام، همراهی می‌کنم.

امید من این است که چیزی در این صفحات وجود داشته باشد که به شما کمک کند راه بازگشت به خود را بیابید، بر باورهایی که انتخاب‌های زندگی شما را محدود می‌کند غلبه کنید و به نسخه زندگی آرام و مثبت خود راهنمایی کنید.

نحوه استفاده از این کتاب

چیزی که من از خواندن صدها کتاب خودیاری در طول سال‌ها آموخته‌ام این است که آنها مملو از ایده‌های عالی هستند که تصور می‌کنم بعداً آنها را عملی می‌کنم، اما اغلب، بعداً به وجود نمی‌آیند.

امیدوارم این کتاب برای شما متفاوت باشد.

کتاب دو بخش دارد. اولی به شما کمک می‌کند خودتان را به خوبی بشناسید و دومی به شما کمک می‌کند بر افکار و باورهایی که آرامش درونی را مهار می‌کنند غلبه کنید و سپس به شما کمک می‌کند تا راه خود را به سوی نسخه زندگی رضایت‌بخش بیابید.

در هر فصل، من مطالعات موردی و تمرین‌هایی را گنجانده‌ام تا به شما در درک چگونگی استفاده از مفاهیم در زندگی خود کمک کنید. من نمونه‌های خودم را نیز آورده‌ام، بنابراین شما می‌دانید چگونه این مفاهیم را کنار هم می‌آورم تا ترکیبی از «خود واقعی» خود ایجاد کنم.

اگر متوجه می‌شوید که هنگام پاسخ دادن به برخی سؤالات، خود را با دیگران قضاوت می‌کنید یا با آنها مقایسه می‌کنید، توجه داشته باشید که نفس شما بخشی از ذهن شماست که تصمیم می‌گیرد آیا ویژگی‌های شما «خوب» یا «بد» هستند. سعی کنید با احساس باز بودن به سؤالات برخورد کنید و به خود یادآوری کنید که مانند همه شما دارای ویژگی‌های مثبت و منفی هستید. وقتی یاد بگیرید که به طور کامل نقاط قوت و ضعف خود را بشناسید و بپذیرید، حالت ذهنی متعادل تری را کشف خواهید کرد که در آن به سادگی می‌توانید بگویید: “من این هستم”.

واقعیت این است که همه ما ذاتاً دارای نقص هستیم – همانطور که همه ما ذاتاً خوب هستیم. وقتی بتوانیم خودمان را همانگونه که هستیم بپذیریم و به خود اجازه دهیم که تمام ویژگی‌های منحصر به فرد خود و همچنین علایقی را که احساس می‌کنیم واقعاً با آنها مرتبط هستیم را در آغوش بگیریم، شروع به تبدیل شدن به معتبرترین و بهترین نسخه از خود می‌کنیم.

تنها در این صورت است که می‌توانید زندگی ای بسازید که واقعاً برای شما مناسب باشد.

من شما را تشویق می‌کنم که هر تمرین را در حین خواندن هر فصل کامل کنید. در حالت ایده‌آل، در حین مطالعه، یک دفتر یادداشت با خود داشته باشید، تا همه یادداشت‌های خود را در یک مکان داشته باشید. من مفاهیمی را که به احتمال زیاد قبلاً با آنها روبرو شده‌اید معرفی خواهم کرد، اما من از شما دعوت می‌کنم که این بار با خود صادق باشید. اگر در مورد پاسخ کاملاً واضح نیستید، اولین افکار خود را خط خطی کنید و یک یا دو روز در مورد پاسخ‌های خود فکر کنید. حتی تنها مرحله اولیه بیرون آوردن یک ایده از ذهنتان بر روی کاغذ، تفکر شما را تحریک می‌کند و به شما کمک می‌کند خودتان را بهتر بشناسید.

توصیه می‌کنم یادداشت‌هایتان را به‌جای گذاشتن آن‌ها در تلفن یا رایانه‌تان، دست‌نویس کنید. مطالعاتی وجود دارد که به ما می‌گوید نوشتن با دست به درگیر شدن قشر جلوی مغز کمک می‌کند و به شما فرصت بهتری برای درک افکار گیج کننده می‌دهد. همانطور که شروع به نوشتن می‌کنید، ممکن است متوجه شوید که سردرگمی شما از طریق فرآیند قرار دادن کلمات در صفحه شروع به حل شدن می‌کند.

تمام تلاش خود را بکنید تا به هیچ یک از سؤالات آنگونه که خانواده، دوستان یا همکارانتان تماشا می‌کردند پاسخ ندهید. مگر اینکه واقعاً آنچه را که نوشته اید باور داشته باشید، با این سوال که آیا این واقعاً در مورد من صادق است، خود را به چالش بکشید؟

همچنین ممکن است دوست داشته باشید یادداشت‌های خود را تاریخ گذاری کنید. اغلب جالب است که در یک یا دو سال به گذشته فکر کنید تا ببینید آیا افکار شما تغییر کرده است یا خیر.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند (کتاب الکترونیک)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند (کتاب الکترونیک)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *