خطبه‌های نورانی در فضایل انسانی – 31 خطابه از آیت الله سيف‌اله نورانی (رضوان الله)

و همانگونه که در حدیث شریف ثِقْلَین[1] آمده رسول گرامی اسلام فرموده‌اند: «اِنّی تارِکٌ فيکم الثِّقْلَين کِتابَ اللهِ وَ عِترتی[2]»

و تمام مسلمین عالم را به تمسک بر دامن قرآن و اهل بیت‌ خود فرمان داده‌ و با تأکید فراوان از امت اسلامی خواسته است که هرگز از این دو امانت گرانقدر جدا نشوند این بدان جهت است که قرآن فراگیر مبانی و احکام اسلام است و اهل بیت ^ مفسر و شارح حقایق آن می‌باشند و تنها بیان و تفصیل آنچه در قرآن، نسبت به آن سکوت شده بر عهدة اهل بیت ^ است و خوشبختانه احادیث بسیار و روایاتی فراوان ازاهل بیت به دست ما رسیده که ثروتی گران بها است و ما میراث دار این گنج عظیم هستیم.

بر صاحبان دانش و محققان این نکته مخفی و پنهان نیست که در بین تمام شرایع و ادیان الهی شریعتی کامل‌تر و جامع‌تر از شریعت غرّاء اسلام نبوده و اساساً تمام مذاهب و مسالک آسمانی مقدمه و پیش تازان این مکتب خدائی بوده‌اند.

و این سخن در حدّ ادّعا و مجرد ایراد کلام نبوده بلکه مبرهن و مدلّل است، زیرا پیام آور این شریعت افضل از رُسُل شرایع دیگر بوده و هم خلفاء و اوصیائش اشرف خلفاء و اوصیاء مي‌باشند و شاهد براین ادّعا آن است که هیچ یک از حاملان وحی و اوصیاء آنها همچون نبیّ اکرم | و حضرات ائمه معصومین ^ به شرح اسرار آفرینش و بیان حکمت احکام نپرداخته‌ و پرده از امور نهانی عالم هستی بر نداشته‌اند.

منتهی جای تأسف است که در عصر حضور این ذوات مقدّسه و زمانی که به ایشان دسترسی بود ضعف مقتضیات و قوّت موانع به حدّی بود که تشنگان علم و دانش نتوانستند از اقیانوس پهناور اين اعاجيب عالم خلقت سيراب شوند و آنچه از ناحية اين سروران تراوش نموده قطره‌ای از بحار انوار‌ علوم ایشان بوده که فعلاً در دست ماست و ما به فضل الهی از آن بهره‌مند هستیم.

امیدوارم خدای تبارک و تعالی به تمام مسلمین جهان به ویژه به شیعیان حضرت امیرالمؤمنین × توفیق استفاده از قرآن و عترت را عنایت فرماید.

 

[1]. ثِقْلَین، صحيح است و ثَقَلَيْن غلط مشهور است، اوّلي به معناي دو چيز سنگين و وزين ميباشد ولي دوّمي به معناي جنّ و انس بوده و ربطي به حديث ثِقْلَین ندارد، اين نكتهي مهم از تفسير الفرقان استفاده شد.

[2]. بحارالانوار، ج 2، ص 100.

قـال رسول‌الله | إنّما بُعثْتُ لِاُتمِّمَ مَکارمَ الْاخْلاقِ[1] پیامبر اکرم فرمودند: مبعوث به رسالت شده‌ام تا فقط مکارم اخلاق را به کمال برسانم. اخلاق اسم جمع است خُلُق به معنی سیرت و باطن انسان چنانچه خَلْق بفتح خاء به معنی صورت و ظاهر انسان است، خُلْق شکل نفسانی و صفات روحی انسان و خَلْق شکل ظاهر و ساختمان طبیعی انسان است، همانطوری که شکل ظاهری بعضی از مردم زیبا و برخی نازیبا و زشت است، شکل نفسانی گروهی آراسته و مطبوع و بعضی ناشایسته و نامطبوع است.

همانطور که جسم آدمی نیاز به غذا و لباس و مسکن دارد، جان و روح او نیز به تعلیم و تربیت و اخلاق نیازمند است. انسانی که از حقایق آفرینش و هستی آگاه نشده و به روش‌های پسندیده پرورش نیافته و به مکارم اخلاق آراسته نگردیده و از رذائل و خصلت‌های زشت تزکیه نشده است، هنوز انسانی شایسته و کامل نیست. آدمی برای آن که بتواند از همه غرائز و میل‌هایش درحد معقول و صحیح بهره‌برداری کند تا در روابط فردی خود با دیگران در اجتماع انسانی در صلح و آرامش زندگی کند و به سعادت دنیا و آخرت نائل گردد، باید حتماً متخلق به اخلاق الهی و اسلامی گردد، به قول شاعر:

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند

   قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است

 

اخلاق صحیح، افراد بشر را از هر گونه عیب و نقصی، منزه و مبرّا ساخته او را به اوج مکارم اخلاق می‌رساند، اخلاق اسلامی نیروهای سرکش نفس انسان را مهار و رام نموده آنها را در مسیر حکمت و عدالت و عفّت تقویت می‌کند تا به پایة مکارم اخلاق برسند، اخلاق اسلامی معادن مکنون در سرزمین نفس را استخراج نموده آنها را به صورت مکارم در آورده برای بهره‌برداری عمومی آماده می‌سازد، اخلاق اسلامی نهال‌هاي بارآور و نشاءهای گل‌های زیبا و معطّر در صفحة نفس انسان نشانیده بهشت برینی از مکارم اخلاق در آن به وجود می‌آورد.

اخلاق اسلامی احساسات خفته و عواطف نهفتة انسان را بيدار و وادار به کار کرده او را به سوی مدارج کمال و مکارم اخلاق سوق می‌دهد اخلاق اسلامی تمام افراد و طبقات بشر را با هم متّحد و مربوط ساخته و ملّتی نیرومند و قدرتمند دارای مکارم اخلاق به وجود می‌آورد.

مکارم اخلاق گذشته از آنکه صاحبان خود را به عالی‌ترین درجات انسانیت رسانده؛ آنان را بر تمام افراد فضیلت و برتری می‌دهد؛ در عالم آخرت هم انسان خوش اخلاق را به عالی‌ترین رتبه‌ها و درجات بهشت برین ارتقاء داده و با اولیاء پروردگار عالم همنشین خواهد کرد.

هیچ فرد با اطلاع از فرهنگ غنی اسلام تردید ندارد که اخلاق در اسلام در صدر تمام ارزشها است لذا در قرآن آیات اخلاق بیش از آیات دیگر است، اگر سؤال شود که بعد از 124 هزار انبیاء الهی رسول اکرم | برای چه انگیزه‌ای به پیامبری و رسالت مبعوث شده‌اند.

جواب این است که انگیزة رسالت، اخلاق است، دلیل آن هم آیة دوم سورة مباركۀ جمعه است:

{هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الـأمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ}

پس انگیزه نهایی از بعثت رسول اکرم | وَ يُزَكِّيهِمْ است یعنی رسول الله | برای تزکيه آمده‌اند و تزکیه یعنی نفی رذائل و ایجاد فضائل اخلاقی.

تمام معارف عالیه اسلام به سه گروه تقسیم می‌شود:

گروه اول از معارف اسلام عقاید است، توحید و نبوت و معاد که فرع توحید، عدل است و فرع نبّوت، امامت.

گروه دوم از معارف اسلام احکام و قوانین است که جهت تأمین نیازمندیهای جامعة اسلامی از طرف خدای تبارک و تعالی توسط رسول اکرم | آمده است:

{وَ ما آتاکُمُ الرّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فانْتَهُوا} سورهي حشر آيهي 7

آنچه را که پیامبر ازطرف خدا آورده است بپذیرید و آنچه را که نهی کرده‌ است دوری کنید.

گروه سوم از معارف اسلام اخلاق است که دعوت به اين معرفت انساني در قرآن موج می‌زند، جهت پی بردن به اهمیت اخلاق به این نکته باید توجه کرد که خدای تبارک و تعالی برای بیان مطالب هیچ نیازی به سوگند یاد کردن ندارد، در عین حال درسورة مبارکة شمس، یازده بار سوگند یاد کرده است تا مطلبی را بیان فرماید و آن مطلب جز اخلاق چیز دیگری نیست.

{بسم الله الرحمن الرحيم (1) وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا (2) وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاهَا (3) وَالنَّهَارِ إِذَا جَلّاهَا (4) وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (5) وَالسَّمَاءِ وَمـَا بَنَاهَا (6) وَالـأرْضِ وَ مَا طَحَاهَا (7) وَ نَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا (8) فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا (9) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَـا (10) وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا (11)}  بعد از اين همه سوگند به طور قطع و مُسلّم انسان رستگار و آمرزیده كسي است كه تزکیه شده است و بدبخت و سیه‌ روز کسی است که خود را رها کرده است و از اخلاق محروم است، بنابراین پیروز و سرافراز و سربلند کسی است که دارای اخلاق اسلامی است و سیه روز و بیچاره کسی است که از اخلاق اسلامی بیبهره است، با توجه به اینکه تمام خصلت‌ها و صفات رسول الله | همه عظیم است صبر و حلم و فضل و بذل و عدل و عفو و شجاعت و علم حضرت همه عظیم است، خدای تبارک و تعالی نیز این اخلاق رسول‌الله را انتخاب فرموده است، و فرموده: «خُلُقِ رسول‌الله عظیم است». چنانکه در سورۀ قلم می‌فرماید: {اِنّک لَعليٰ خُلُقٍ عَظيمٍ} براستي تو (اي رسول ما) بر اخلاقي عظيم استواري. سورهي قلم آيهي 4

اکثر خاورشناسان و نویسندگان شرق و غرب نوشته‌اند که در آن محیط سراپا انحراف و انحطاط جاهلیّت عربی، اگر اخلاق رسول‌الله | نبود پیامبر پیروز نمی‌شد. عامل موفقیت و پیروزی پیامبر اعظم در جزیرة العرب اخلاق آن حضرت بود.

استاد ابوالاعلی مودودی میگوید: اگر از من سؤال کنند تمام فلسفة اسلام را در یک جمله بیان کنید. می‌گویم ثبات اخلاق است و بس؛

حضرت امام صادق × فرمودند: اگر به تو خبر رسید که از عمرت دو روز بیشتر باقی نیست روز اولش را به اخلاق اختصاص بده قال‌الصادق× اِنْ اُجِلّت فی عُمْرِکَ يَومينِ فَاجْعَل اَحَدَهُما لِادَبِک[2].

خُزیمة ابرش که از پادشان عرب بود با ملک روم دوستی داشت نامهای به او نوشت که من برای فرزندانم ثروت زیادی گذاشته‌ام تا بعد از من نیازمند به دیگران نباشند نظر شما چیست؟ ملک روم شخص فرزانه‌اي بود در جواب نوشت اَلمالُ عَريْضٌ فان وظِلّ زائـلٌ لِمَ لاَتُعَلِّمُ وَلَدَکَ مَکارمَ الاخلاق لِيَسعَدَبِها حَيّآً وَ يُغْفَرَبها مَيّتاً.

مال و ثروت چیزی عَرَضی و فانی است و سایه‌ی است زودگذر چرا به فرزندان خود مکارم اخلاق نیاموختی تا در زندگی دنیا سعادتمند باشند و در آخرت هم مشمول رحمت خدا قرار گیرند.

عبادات بدون اخلاق ارزشی ندارد قيل يا رسول‌الله اِنَّ فُلانَه تَصُومُ النَهارَ وَ تَقُومُ اللّيل و هِیَ سَيّئَةُ الْخُلْقِ تُؤذِی جَيرانها بِلسِانها قال لاَخَيْر فيها وَ هِی‌َ مِنْ اَهْلِ النَّار[3] به پیامبر گفته شد فلان زن، شبها تا به صبح عبادت می‌کند و روزها را روزه می‌گیرد ولی همسایه‌ها از زبان او آزار می‌بینند حضرت فرمود خیری در او نیست و او اهل آتش است». بسیاری از افراد هستند که اهل عبادت هستند ولی توجه ندارند که عبادت بدون اخلاق ارزشی ندارد. صحابی نامي رسول‌الله، سعد‌بن معاذ وقتی خبر مرگش به رسول‌الله | رسید حضرت فرمودند اِهتزّ عَرشُ الرحْمَن لِموْتِ سَعْدِ بنِ مَعاذ[4] عرش خدا برای مرگ سعدبن معاذ به لرزه در آمد پیامبر با عجله با پای برهنه و بدون عبا و ردا دویدند تا به تشییع جنازة سعد برسند خودشان داخل قبر شدند و تمام کارهایش را انجام دادند مادرش در کنار قبر گفت: يا وَلَدی هَنيئاً لَک بالجَنّة رسول‌الله | فرمودند یا ام‌سعد آرام باش مادرسعد عرض کرد چرا یا رسول‌الله، فرمودند: به سعد، فشاري در قبر رسيد چون نسبت به خانواده‌اش تند بود و اخلاق جالبی نداشت[5].

حضرت صادق ÷ فرمودند خردمند‌ترین مردم کسانی هستند که اخلاقشان بهتر است قال ‌الصادق: اَکْمَلُ النّاسِ عَقْلاً اَحْسَنُهُم خُلْقاً[6].

إن اَکْمَلَ المؤمنينَ ايماناً اَحسَنُهُم خُلقاً كاملترين افراد از جهت ايمان، اخلاقشان بهتر است[7].

 قال رسول‌الله |: اِنَّ اَوّل ما يُوضَعُ فی ميزانِ الْعَبْدِ يَوم القيِامة حُسْنُ خُلْقِه[8] رسول‌الله | فرمودند اولین چیزی که در میزان عمل کسی در روز قیامت گذاشته‌ می‌شود حسن خلق اوست.

دودمان حاتم طائی در جنگ با اسلام به دست حضرت علی بن ابی طالب علیهالسلام شکست خوردند پسر حاتم فراری شد ولی دختر حاتم اسیر گردید و خدمت رسول الله | شرفیاب شد عرض کرد آقا من دختر حاتم طائی هستم به خاطر اینکه بابایم دارای مکارم اخلاق بوده دستور بدهید مرا آزاد کنند. قال رسول الله |: خَلّوا عَنْها فَاِنَّ اَباها کانَ يُحبُّ مَکارِمَ الْاَخْلاقِ[9]: او را آزاد کنید چون پدرش مکارم اخلاق را دوست مي‌داشته است.

قال ابوعبدالله ×: ثلاث من مکارم الدنيا وَ ا لـآخرة تَعْفُوا عَمَّنْ ظَلَمکَ و تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ تَحْلُمُ اذا جُهِلَ عَلَيْکَ[10]: امام صادق × فرمودند: سه چیز از مکارم اخلاق است: کسی که به تو ظلم کرده؛ او را ببخشی، کسیکه با تو قطع رابطه کرده؛ با او رابطه برقرار کنی، کسیکه به تو بیاحترامی میکند او را ببخشی. این سه صفت از مکارم اخلاق است.

در حالات خواجه نصیر الدین طوسی آمده است با توجه به اینکه ایشان از علمای درجه اول اسلام بود ضمناً نخست وزیر هلاکوی مغول هم بود. یکی از اراذل نامهای به او نوشته و به او توهین کرده بود و اینطور به او خطاب کرده بود که: کلب بن کلبِ. خواجه نصیر با نهایت بزرگواری و ادب در جواب نامۀ او نوشت آقا این نامه اشتباهی به دست من رسیده است چون شما نوشتهاید سگ پسرِ سگ، این نامه را به صاحبش برسانید چون من سگ پسر سگ نیستم. پس خواجه نصیر دارای مکارم اخلاق بود که هیچ عکسالعملی نشان نداد. شخصی از اهالی شام به قصد حج یا قصد دیگری به مدینه آمد چشمش افتاد به مردی که در کناری نشسته بود توجهش به او جلب شد پرسید این مرد کیست به او گفتند: این حسین ابن علی ابن ابیطالب × است. سوابق تبلیغات معاویة بن ابوسفیان علیه امیرالمؤمنین × و فرزندانش که به روح او رسوخ کرده بود موجب شد که دیگ خشمش به جوش آید آنچه میتوانست سبّ و دشنام نثار علی بن ابیطالب × و فرزندش حسین ابن علی × کرد و عقدة دل خود را گشود.

امام حسین × بدون اینکه خشم بگیرد و عصبانی شود نگاهی پر از مهر و عطوفت به او کرد و پس از آنکه چند آیه از قرآن مبنی بر حسن خلق و عفو و اغماض قرائت کرد به او فرمود ما، برای هر نوع خدمت و کمک به تو آماده هستیم آنگاه از او پرسید که تو اهل شام هستی؟ جواب داد: آری. امام حسین × فرمودند من با این خلق و خوی و برخوردها سابقه دارم و سرچشمة آنرا میدانم پس از آن فرمود تو در شهر ما غریب هستی اگر احتیاجی داری حاضریم به تو کمک کنیم در خانة خود از تو پذیرایی کنیم، حاضریم تو را بپوشانیم.

مرد شامی که منتظر بود با عکس العمل شدیدی روبرو شود و هرگز گمان نمیکرد با یک چنین گذشتی مواجه شود چنان منقلب شد گفت: آرزوی من در آن وقت این بود که زمین شکافته شود و من در زمین فرو میرفتم و این چنین نشناخته و نسنجیده گستاخی نمیکردم. تا آن ساعت برای من در روی زمین کسی از حسین و پدرش مبغوض تر نبود و از آن ساعت به بعد یعنی در حال حاضر کسی نزد من از حسین و پدرش علی بن ابیطالب × محبوبتر نیست این برخورد انسانی و اسلامی نتیجۀ مکارم اخلاق است که حضرت ابا عبدالله الحسین × معلم آن است.

 مطلبی که اینجا قابل ذکر است این است: اشخاصی که دارای جمیع صفات کمال و دارای مکارم اخلاق هستند برای تصدی مناصب اجتماعی شایستگی کامل دارند و آنان هستند که جامعه را به اوج عزت میرسانند در حال حاضر عیب کار جهان این است كه زمامداران صلاحیت اخلاقی ندارند و دارای حسن خلق نیستند و عواطف نوعدوستی و نوع پروری و عدل و انصاف و رحم و مروت را ندارند این صفات را باید رؤسای جمهور و نخست وزیران و وزراء نمایندگان مجلس و قضات و رؤسای دوائر دولتی و اساتید دانشگاه‌ها و دانشمندان و نویسندگان و گویندگان و رؤسای اصناف و تمام طبقات جامعه داشته باشند و اگر این اشخاص دارای اخلاق اسلامی باشند یعنی دارای مکارم اخلاق باشند آن وقت است که جامعه دارای مدینة فاضله میشود پس دوای دردهای بی درمان جامعه فقط مکارم اخلاق است و بس. به امید روزي كه با لطف و عنایت پروردگار عالم که نسبت به عامة مردم از پدر و مادر مردم مهربان‌تر است مردم ما دارای مکارم اخلاق شوند تا دنیا و آخرتشان آباد شود آمین یا ربَّ العالمین. از خداي تبارک و تعالی تقاضا دارم که با لطف و كرم و رحمتش نویسندۀ حقیر کتاب را توفیق کسب مکارم اخلاق، عطا فرماید.

[1]. بحارالانوار، ج 16، ص 210.

[2]. کتاب روضة کافی، ج 8، ص 150.

[3]. بحارالانوار، ج 68، ص 394.

[4]. عمدۀ القاري، ج 16، ص 268.

[5]. اصول كافي، ج 1، ص 23.

[6]. اصول كافي، ج 2، ص 99.

[7]. اصول كافي، ج 2، ص 99.

[8]. وسائل الشيعۀ، ج 12، ص 157.

[9]. اصول كافي، ج 2، ص 107.

[10]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 173.

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خطبه‌های نورانی در فضایل انسانی – 31 خطابه از آیت الله سيف‌اله نورانی (رضوان الله)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 4 =

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خطبه‌های نورانی در فضایل انسانی – 31 خطابه از آیت الله سيف‌اله نورانی (رضوان الله)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − دو =