- حفظ حس و ماهیت صوتی لغت ابداع شده بر اساس کارکرد آن .برای مثال تلفظ کلمه bomb قرابت و سنخیت نزدیکی با صدای انفجار بمب دارد .در نتیجه در فارسی نیز از کلمه “بمب” به عنوان معادل واژه انگلیسی استفاده می شود.
۲-گرته برداری
در گرته برداری کلمات در سطح عبارات بصورت تحت الفظی به زبان مقصد ترجمه می شوند. بعضی اوقات گرته برداری به نتیجه و خروجی مناسب منتج می شود و بعضی اوقات هم چنین اتفاقی نمی افتد. این تکنیک معمولا در زمینه های تخصصی بین المللی مانند تضمین کیفیت ، علوم جدید و حقوق استفاده می شود(برای مثال، skyscraper از دو کلمه sky به معنی آسمان و scraper به معنی خراش دهنده تشکیل شده است و در زبان فارسی از کلمه ” آسمان خراش” به عنوان معادل استفاده می شود).
۳-ترجمه تحت الفظی
همه کلمات در جمله دقیقا از زبان مبدا به زبان مقصد ترجمه می شود.در بعضی موارد خروجی ترجمه تحت الفظی در زبان مقصد جمله ای بی معنی است (برای مثال، Bill has gone blind recently (تحت الفظی: بیل اخیرا کور رفته است).
۴-ترانهش (Transposition) یا جابجایی یا تعویض صورت
این تکنیک شامل حرکت از یک طبقه گرامری به طبقه دیگر است، بدون اینکه معنی متن عوض شود. این تکنیک موجب تغییر ساختار دستور زبان متن می شود. در فرایند ترجمه ، انتقال معنا از زبانی به زبان دیگر عموما با ایجاد تغییراتی در صورت پیام یا به عبارتی دقیق تر در صورت های دستوری پیام ممکن می شود برای مثال، در موارد مقتضی برای ایجاد بیانی روان در فارسی گاهی اسم جمع را به مفرد ، قید را به صفت و مجهول را به معلوم تبدیل می کنیم.همین طور، در روند برگردان از انگلیسی به فارسی نیز ممکن است a یا an را حذف کنیم.(برای مثال: He is sitting او اینجا نشسته است۰جابجایی از زمان حال استمراری در انگلیسی به حال کامل در فارسی)
۵-تغییر بیان
مترجم در تکنیک تغییر بیان یا تلفیق (Modulation) شکل متن از طریق تغییر معنایی یا دیدگاه را تغییر می دهد. در واقع تلفیق بر استفاده از عبارتی دلالت دارد که ضمن داشتن تفاوت با زبان های منبع و مقصد ایده مشابهی را می رساند. در واقع معنی متن عوض می شود و دیدگاه زبان منبع تعویض می شود. تلفیق به مترجم کمک می کند که معنی و دیدگاه نویسنده متن منبع را تغییر داده و به زبانی گویاتر بیان کند، در حالی که ایده اصلی انتقال یابد. معمولا از تکنیک تلفیق در زبان هر کشوری استفاده می شود و ممکن است جمله یا عبارتی توسط افراد مختلف به طور متفاوتی بیان شود، ولی همگی یک مفهوم را برسانند. مدولاسیون نوعی ترجمه ی ناموازی (oblique) است، به این معنا که مستلزم به کارگیری مقوله های موازی در زبان های مبدا و مقصد نیست . وینی و داربلنه مدولاسیون را به طور کلی «تغییر صورت پیام در نتیجه تغییر زاویه دید» تععریف می کنند. به عبارت دیگر، مدولاسیون، برخلاف جابجایی (transposition) مستلزم دستکاری مقوله های ذهنی است نه مقوله های دستوری، و زوایای اندک متفاوتی را که گویشوران زبانهای مختلف از آنها به اشیا و پدیده های واقعی می نگرند ، منعکس می کند.
مثال: I leave it to you در انگلیسی به you can have it تلفیق می شود. یا جمله is it belong to you در فارسی ممکن است به “این مال شماست”، “واسه شماست” یا “این به شما تعلق دارد” و مانند این ها با توجه به ساختار ذهنی مترجم ترجمه می شود.
۶-بیان جدید
در این تکنیک مترجم به کلی از کاربرد معادل واژه ها در زبان مبدا خودداری می کند و از واژهای دیگری برای انتقال پیام نویسنده و یا نویسنده استفاده می کند. این تکنیک معمولا برای ترجمه ضرب المثل ها استفاده می شود(مثال: Ali pulls his brother’s leg علی سربه سر بردارش می گذارد.)
۷– اتخاذ یا اقتباس
اتخاذ / همانند سازی/ اقتباس (adaptation) جایگزینی فرهنگی یا همانند سازی فرهنگی نیز اطلاق می شود و در این تکنیک عناصر فرهنگی متن منبع با عناصر فرهنگی متن مقصد جایگزین می شود. این اصطلاح معمولا به متن مقصدی اشاره می کند که برای تولید آن از ترجمه ی آزاد استفاده شده باشد. اصطلاح اقتباس معمولا حاکی از این است که به منظور مناسب تر کردن متن برای مخاطبان خاص (مثلا کودکان) یا برای اهداف خاصی که ورای ترجمه است، تغییرات چشمگیری در آن صورت گرفته است. هدف تبدیل متن منبع به متنی در زبان مقصد است که برای فرهنگ زبان مقصد مناسب تر باشد. حاصل این تکنیک متنی است آشناتر و جامع تر.(برای مثال کلمات soccer و football در فارسی به عنوان فوتبال ترجمه می شوند و اقتباس فرهنگی است) .
مقایسه Interpretation و Translation
کلمات Interpreter (مفسر یا مترجم شفاهی) و ) Translator (مترجم متون) ممکن است در ابتدا شبیه هم به نظر برسند، اما قطعا بین این دو تفاوتهایی وجود دارد و مفهوم این دو متفاوت است.
از نظر کارکرد، تفاوت هایی بین Interpreter و Translator وجود دارد. در واقع Interpreter (مفسر یا مترجم شفاهی) ترجمه شفاهی انجام می دهد وکلمات را به زبان مقصد ترجمه می کند. در مقابل، Translator (مترجم) متون کلمات نوشته شده (متون مکتوب) را ترجمه می کند.
Translator (مترجم متون) در صورت تسلط به مهارت های زبان اصلی دارای ترجمه باکیفیت تری خواهد بود.
Interpreter (مترجم شفاهی) کلمات گفتاری را بر اساس دانش گرامری زبان ترجمه می کند و ترجمه او معمولا بیشتر در حوزه تخصص او و موضوعی خاص انجام می شود.
Translator اکثرا کلمات نوشته شده را ترجمه می کند. کتاب، متون گرامر و پژوهش ها به او ارجاع داده می شود.
از سوی دیگر Interpreter با چالش های بیشتری مواجه است و باید بسیار سریع عمل کند.در واقع او هیچ زمانی برای خود در اختیار ندارد و باید کاملا به تخصصش در یک موضوع خاص تکیه کند که این نیاز با عث می شود کار تفسیر(ترجمه شفاهی) نسبت به ترجمه متون چالش برانگیزتر شود.
در ترجمه متون ((translation مترجم به مهارت های خاص واستراتژی های مشترک نیازدارد تا بتواند متن مکتوب باکیفیتی از زبان مقصد داشته باشد. به همین ترتیب، یک Interpreter در این زمینه نیاز به مهارت های خاصی دارد چرا که در اکثر اوقات باید مفاهیم شفاهی را منتقل کند.
کار Translator رساندن مقصود است ولی کار Interpreter انتقال منظور و هدف نویسنده است.
به عبارت دیگر می توان گفت که Translator افکار نویسنده اصلی را به زبان دیگر ترجمه می کند ، در حالی که یک Interpreter پیام اصلی را به زبان دیگری ترجمه می کند.
بسیاری از تکنیک ها و استراتژی های مورد استفاده در translation و interpretation مشترک هستند و قطعا با یادگیری این استراتژیها شما در هر دو نوع ترجمه پیشرفت چشمگیری خواهید داست.
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.